ما خانه بدوشیم ــــــــــــــ غم زینب به دو عالم نفروشیم
دل مست خراب است ـــــــــــــــ غصه ی سینه زنان بی بی رباب است
دل زار و حزین است ــــــــــــــــــ سینه چاک پسر ام البنین است
دل در غم و غوغاست ـــــــــــــــــــ بدن سینه زنان بیمه زهراست
دل زخون زوال است ــــــــــــــــــــــــ روی انگشتر دل نوشته زینب
این کلام وحی است ـــــــــــــــــــ دیده بان ارتش زینب رقیه است
یاس زیباترین گل ـــــــــــــــــــــ عشق حسین بن علی کرده مرا خل
دل زینبی بی خونست ـــــــــــــــــ به کسی ربطی نداره دیوونه چرا دیوونست
| + نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن 1387 | ساعت19:25 | توسط یه مجنون الحسین(ع) |
سلام بچه ها خیلی وقت بود دلم میخواست بنویسم اما دست و دلم به نوشتن نمیومد میگم کم کم داریم به تاسوعا و عاشورا نزدیک میشیم دلم میخواد همین الان زمان وایسته و ما به دو روز بعد نرسیم آخه من تازه داشتم به محرم عادت میکردم حیفه به این زودی تموم بشه تمام ۱۱ ماه سال سال به کام دنیا پرستاست چی میشه یه ۱۰ رو هم دنیا به کام ما حسین پرستا باشه راستش رو بخواید هرچی بیشتر میگذره بیشتر به مظلومیت آقامون پی میبرم نمیدونم شما تو کدوم شهر زندگی میکنید و حال و هوای شهر شما این روزا چه جوریه ولی واسه من که تو تهرانم خیلی دردناکه هیچ تغییری توی شهر پیدا نیست به غیر از چندتا پرچم مشکی و بیرق که زدن دیگه هیچ خبری نیست آدما همون آدمای قبلین هیچ تغییری نکردن انگار نه انگار که بزرگترین اتفاق توی تاریخ داره نزدیک میشه حالم بهم میخوره از آدمایی که تا دیروز زن و بچه ی مردمو لخت میکردند و الان توی هیئت لخت میشن و سینه میزنن تا دیروز صدای دوپس دوپس ضبطشون گوش فلک رو کر میکرد الان نوار روضه و حسین حسین گوش میدن میبینید چقدر قشنگ ما آدما رنگ عوض میکنیم مثل مردم کوفه که اولش گفتند آقا جان بیا اینجا خرما های ما رسیده و تا شما نیاین ما اونارو نمیچنیم ولی بعدش .................... بیاید تکلیف خودمونو مشخص کنیم یا دم از حسینی بودن نزنیم یل اگه میزنیم کار یزیدی نکینم ببخشید سرتونو درد اوردم انشاالله همیشه افتخار اینو داشته باشیم که نوکری آقا رو بکنیم انشاالله حق نگهدارتون
| + نوشته شده در دوشنبه شانزدهم دی 1387 | ساعت14:19 | توسط یه مجنون الحسین(ع) |
سلام برخورشید آنگاه که برسینه ماه بوسه می زند،
وسلام برماه آنگاه که برسینه تفتیده کربلا به خون فرومی غلطد؛ سلام بر حسین علیه السلام
سلام بر عاشق بی قرار او که مایه حیات خود را بی مایه ترین پیشکش به بارگاه معشوق می داند
و سلام برسرهایی که در روز شهادت امامشان غرق در ماتم دل میگردند و منتظرند . . .
آنگاه که آفتاب عصمت، حضرت زهرا سلام الله علیها بر مصیبت فرزندی نیامده ناله ها می کرد،
آنگاه که امام مجتبی سلام الله علیه روز او را از روز خون بار خود سخت تر معرفی می کرد،
آنگاه که امام سجاد سلام الله علیه با سرانگشت غربت قصه مظلومیت و لب های خشکیده و شهادت را بر تربت او نقش می کرد،
آنگاه که امام صادق سلام الله علیه با نشستن بر زمین عزا اشک براو را ترویج می کرد،
و آنگاه که امام رضا سلام الله علیه از فرط گریه براو پلک های خود را زخم می کرد،
همه منتظربودند…
منتظر تاکه بیایی… بیایی و با بیرقی که مزین به نام حسین علیه السلام است، طلب کنی خون او را
ازآنان که به نا حق براو ستم رواداشتند ، و آرامش بخشی دل های بی قرار را، که بقیه الله باید منتقم ثارالله باشد .
بیا تا دیده دهر هر صبح وشام اشک خونین ات رانظاره نکند و گوش فلک دیگر ناله های مدامت را نشنوند،
بیا تا همه ببینند آرزوی آل محمد صلی الله علیه وآله وسلم برآورده گشته و دشمنان از آنچه می هراسیدند، بر سرشان آمده
و نحن نقول الحمدلله رب العالمین
| + نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم دی 1387 | ساعت21:8 | توسط یه مجنون الحسین(ع) |
اونی که خاک گلمو با کربلا سرشته بود رو پیرنای شهدا این جملرو نوشته بود
آره شهیدایی که با یا زهرا گفتن افتادن با قطره قطره خونشون این حرفارو یادم دادن
می روم تا انتقام سیلی مادر بگیرم
وقتی که آقامون بیاد پارکابش سینه زنان همگی نوحه دم می دیم مثل خود صاحب زمان
با فرج آقا اگه مدینه جور بشه برامون با خط خون می نویسیم همه روی سر بندامون
می روم تا انتقام سیلی مادر بگیرم
وقتی یل ام البنین می رفت به سوی علقمه هرکی می گفت کجا می ری می گفت با اشک و زمزمه
می روم تا انتقام سیلی مادر بگیرم
اگه که قبر گمشده پیدا بشه پیدا بشه دلم دوباره زائر زهرابشه زهرا بشه
می میرم زتمنای نگاه پاک مادر بی پروا می گیرم به خدا اذن شهادت با صدای یا زهرا
| + نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر 1387 | ساعت22:1 | توسط یه مجنون الحسین(ع) |
سلام اومدم عید تبریک بگم خیلی چیزا آماده کرده بودم که بنویسم ولی یهو همچی یادم رفت آخه اینقدر این عید بزرگه من کیم که بخوام در موردش بنویسم فقط اینو میگم و میرم :عید همتون مبارک

| + نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387 | ساعت17:18 | توسط یه مجنون الحسین(ع) |
دو محراب خدایـــی دو صحن کبریایـــی واز گلدسته آید به هر ســـو
صدای یک اذان کربلایـــی
زدم قبله نمایـــی میون این دل مست و هوایـــی
و گفتم من همین جمله به کعبـــه نماز عشق من به سوی اربابم حسیـــنِ
آخه قبله نمای دل من به سوی بین الحرمین
و کردم اقتدا بر حضرت زینب کبری بر آن حضرت علامة عظمـــی
و خواندم من نماز عشق خود را بی پرده و ابهام تکبیرالاحرام
الله اکبر بسم الله
| + نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر 1387 | ساعت17:37 | توسط یه مجنون الحسین(ع) |
تو آخرش منو میکشیا........تو بد جو منو خونه خراب کردی.....گفتن دوری و دوستی........نگفتن اینقدر طول بکشه .....گفتن کربلا نگفتن آدمو دیوونه میکنه......تو که مارو خونه خراب کردی......گفتی هر کی بیاد کربلات دلش آروم میشه...نگفتی هرکی بیاد دربه در میشه......نگفتی هرکی بیاد رستشو میکشی.....گفتم کربلا میام اونی میشم که تو خواستی......نشد..... هرکاری کردم نشد.....گفتم کربلا میام اونی میشم که تو گفتی....نشد......گفتم کربلا میام دلمو فقط میدم به آقا....نشد....گفتم کربلا میام دلمو گره میزنم به شیش گوش اش و میام......خودم که اومدم هیچی دلمم کندم و اوردم.....کاش قلمم میشکستو اینجوری نمیومدم.......تا ندیده بودم میگفتم ندیدم دلم خوشه یه روز میبینم آدم میشم ..............نشد......هرکاری کردم نشد........قرار نبود دوری ما اینقدر طول بکشه......مگه نگفتی هرکی زیر قبه ات دعا کنه دعاشو مستجاب میکنی............مگه ما نگفتیم مارو یادت نره................عباس به تو بگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟.................................
| + نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آذر 1387 | ساعت16:9 | توسط یه مجنون الحسین(ع) |
عید قربان عید پاک ترین عیدها است عید سر سپردگی و بندگی است. عید بر آمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است. عید قربان عید نزدیک شدن دلهایی است که به قرب الهی رسیده اند. عید قربان عید بر آمدن روزی نو و انسانی نو است. ولی میدونین توی قربانی حضرت اسماعیل خدا یه میش فرستاد که به جای حضرت قربانی کنند ولی توی کربلا پسر علی و فاطمه رو سر بریدن همه هروله کردن ولی اینجا آدم جیگرش آتیش میگیره که حضرت زینب میفرمایند:خدایا این قربانی را از آل محمد قبول کن نمیدونم اونروز به آسمانها و زمین چه گذشت چه جوری منفجر نشد خدایا چطوری میشه که عزیزترین کستو جلوت سر ببرن و تو بازهم به خدا توکل کنی و راضی باشی به رضای او قربان صبرت برم بی بی جان قربان صبرت .....................
| + نوشته شده در دوشنبه هجدهم آذر 1387 | ساعت23:44 | توسط یه مجنون الحسین(ع) |
سلام آقا جان من بالاخره اومدم میدونم که پر گناه اومدم آره اومدم تو دامن شما تا یه ذره آروم بشم تا یه
ذره این دیای مطلاطم
وجودم تو ساحل شما آرمش بگیره آقا جون اگه بد قولی کردم بذار به حساب اینکه راه رو گم کرده بودم و الا من که شمارو یادم نمیره نمیدونم شاید خواب بودم یا اینکه خودمو زده بودم به خواب اگه شما دستمو نمیگرفتین هنوز تو خواب خر گوشی بودم نمیدونم شما هنوز منو دوست دارین یا نه خب فکر کنین منم یکی مثل حر چی میشه اقاجون منم مثل حر آزاد بشم پر بزنم بیام بالا اینقدر بیام بالا که برسم به شما
یعنی میشه آقا جون یعنی میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
| + نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1387 | ساعت18:39 | توسط یه مجنون الحسین(ع) |


